نسیم انتظار
اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ
نزدیکتر از قلب منی با من مهجور****دوری ز من است و ز تو ما را گله ای نیست سلام دوستان. از اینکه بهتون سر نمی زنم واقعا معذرت می خوام.قبلا توضیح دادم که چرا. جای همتون خالی، رفته بودم پابوس آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام..... عجب صفایی داره.... ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- آقا جانم چقدر دلتنگتان هستم...چقدر به دعای پدرانه تان نیاز دارم..... آقاجان ماه مهمانی خدا فرا رسید اما من باز کوله باری از گناه و پشیمانی را بر دوش می کشم و می ترسم از اینکه خدا دوست نداشته باشد من با او مناجات کنم..دوست نداشته باشد صدای مرا بشنود و آنگاه از درگاهش دورم کند... مولایم آنگا من چه کنم؟؟ آقا جان برام دعا کنید...خیلی به دعایتان نیاز دارم... برایم دعا کنید نا نوری بر این قلب سختم بتابد و تیرگیهای گناه را از دلم پاک سازد تا با قلبی شکسته به درگاه خدا بروم و آنگاه با تمام وجود فریاد بزنم هذا مقام العائذ بک من النّار........... ما رو هم یه نیمه شب تو نماز شب دعا کن********تا صبا برام بیاره صدا و سوز دعاتون
رسول خدا(ص): اگر بنده ارزش ماه رمضان را بداند، آرزو می کند که سراسر سال، رمضان باشد.
رسول خدا(ص): چون هلال ماه رمضان پدید آید، درهای دوزخ بسته گردد و درهای بهشت گشوده شود و شیاطین به زنجیر کشیده شوند.
امام علی(ع): روزی
رسول خدا(ص) برای ما خطبه ای ایراد کرد و فرمود: ای مردم! همانا ماه با
برکت و رحمت و آمرزش به شما روی آورده است. این ماه نزد خدا برترین ماه
است و روزهایش برترین روزها و شبهایش برترین شبها و ساعتهایش برترین
ساعات. در این ماه شما به میهمانی خدا دعوت شده اید و در زمره بهرمندان از
کرامات خداوند قرار گرفته اید. در این ماه نفس های شما تسبیح خداست و خواب
شما عبادت است و اعمال شما پذیرفته و دعایتان به اجابت می رسد... من
برخاستم و عرض کردم: ای رسول خدا! برترین کارها در این ما چیست؟ پیامبر
فرمود: ای اباالحسن! برترین کارها در این ماه خویشتنداری از حرامهای
خداوند است.
رسول خدا(ص): هر که ماه رمضان را دریابد و آمرزیده نشود، خداوند او را(از رحمت خود) دور گرداند.
رسول خدا(ص): در خطبه اش به هنگام فرارسیدن ماه رمضان -: بدبخت کسی است، در این ماه بزرگ از آمرزش خداوند محروم ماند.
رسول خدا(ص): کسی که در ماه رمضان آمرزیده نشود، در کدام ماه آمرزیده شد؟
امام صادق (ع): کسی که در ماه رمضان آمرزیده نشود، تا ما رمضان آینده آمرزیده نگردد مگر آن که در عرفات حاضر شود.
ماه رجب اومده...کم کم به نیمه اش هم نزدیک می شیم....اما من هنوز بالا نرفتم...نمی دونم کی قراره این بندها رو باز کنم....چقدر برای اومدن این ماه روز شماری می کردم..اما از وقتی اومده من یه روز فراغت نداشتم و نمی دونم بعد از این خواهم داشت یا نه... برام دعا کنید. چقدر سخت است که بتوانی پرواز کنی....اما بالهایت را به زمین گره بزنی! چقدر بر خود بی رحمم..مگر زمین چه دارد..... اگر پرواز نکنم زمین مرا می بلعد... ..خدایا امدادی برسان....خدایا نوری بفرست بر این قلب سیاهم تا بتواند زیبایی ها را ببیند.... چقدر دلم می خواهد پرواز کنم...اما با بالهای شکسته و دلی سیاه که نمی شود پرید.... آقا جان : عصر يک جمعه*ي دلگير، دلم گفت بگويم بنويسم که چرا عشق به سامان نرسيده است؟ چرا آب به گلدان نرسيده است؟ چرا لحظهء باران نرسيده است؟ و هر کس که در اين خشکي دوران به لبش جان نرسيده است، به ايمان نرسيده است و غم عشق به پايان نرسيده است. بگو حافظ دلخسته زشيراز بيايد بنويسد که هنوزم که هنوز است، چرا يوسف گمگشته به کنعان نرسيده است؟ چرا کلبه ي احزان به گلستان نرسيده است؟ مهدی جان: مارو هم یه نیمه شب تو نماز شب دعا کن******* تا صبا برام بیاره صدا و سوز دعاتو آقاجان خیلی به دعایتان محتاجم،خیلی یه فایل ppc است که اسناد رو به صورت اسلاید نشان می دهد. خیلی سرم شلوغه. درسام یه خورده زیاد سختند. برام دعا کنید. شناخت توحید با دو خصلت هشام ابن سالم گفت: امام صادق علیه السلام فرمود: از پدرم شنیدم و او از پدرش شنید که مردی از امیر المومنین علیه السلام از جای برخاست و به او گفت: یا امیرالمومنین!پروردگارت را با چه چیزی شناختی؟ فرمود: با به هم خوردن عزم و اراده و شکسته شدن همت، هر گاه که چیزی را قصد کردم، خدا میان من و قصدم حایل شد و من چیزی را اراده کردم ولی قضای الهی با آن مخالفت نمود، پس دانستم که سامان دهنده ی کارها کسی غیر از من است. آن شخص گفت: چگونه سپاس نعمتهای خدا را به جای آوردی؟ فرمود: به بلایی توجه کردم که از من دور کرده و دیگری را به آن مبتلا ساخته است، پس دانستم که به من نعمت داده و سپاسگزاری کردم. آن شخص گفت: برای چه ملاقات او را دوست داری؟ فرمود: وقتی دیدم که دین فرشتگان و پیامبران و انبیای خود را برای من برگزیده، دانستم که کسی که مرا اینگونه گرامی داشته، مرا فراموش نمی کند، پس ملاقات او را دوست داشتم. فردا روز نهم ربیع الاول روز عید بزرگ و روز بقر (با فتحه ی ب خوانده شود)
یعنی شکافتن است.در روایتی نقل شده که هر که در این روز چیزی انفاق کند
گناهانش آمرزیده می شود و گفته اند که مستحب استدر این روز اطعام مؤمنان و
خشنود گردانیدن ایشان و توسعه دادن در نفقه و پوشیدن جامه های نو و شکر و
عبادت حق تعالی کردن و این روز روز بر طرف شدن غم هاست و روز بسیار شریفی
است و چون روز هشتم ماه روز وفات امام حسن عسگری (ع) بوده این روز اولین
روزامامت حضرت صاحب الزمان ارواح العالمین فداه و سبب مزید شرافتش خواهد
بود. بر گرفته از مفاتیح الجنان امروز 14 اسفنده. یک سال پیش در این روز تصمیم گرفتم وبلاگی داشته باشم اما هدف خاصی نداشتم. ولی نمی دوم چقدر باید خدا رو شکر کنم که وبلاگم شد جایی برای نوشتن بهترین سخنان، درد دل با مولا، و به نوعی شد وبلاگ مذهبی. خیلی خوشحالم خیلی. اما خدا کنه فقط گوینده این سخنان نباشم. خدایا کمکم کن تا عمل کنم تا خوب باشم و خوب زندگی کنم. و به قولی تولم وبلاگم مبارک
چقدر مهربانی خدا... التماس دعا


معذرت می خوام از همتون. راستش آخر ترمه و هزار تا مکافات و دردسر و ...![]()
![]()
![]()
میلاد فرخنده امام جواد الائمه علیه السلام رو به پیشگاه امام زمان اروحنا فداه و تمامی شیعیان و محبین حضرتش تبریک و تهنیت عرض می کنم.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


atash.rar
(یکی از دوستان در سایت عقاید اسلامی زحمت کشیده و درج کرده بودند. برای ایشان نیز دعا کنید.)
طرح شبهه:
علي که شير خدا و اسد الله الغالب بود و در قلعه خيبر
را با يک دست بلند کرد، چگونه حاضر مى*شود ببيند همسرش را در مقابل چشمانش
كتك بزنند؛ اما هيچ واكنشى از خود نشان ندهد؟!
نقد و بررسي:
يكى از مهمترين شبهاتى كه وهابي*ها با تحريك احساسات
مردم، به منظور انكار قضيه هجوم عمر بن خطاب و كتك زدن فاطمه زهرا سلام
الله عليها مطرح مى*كنند، اين است كه چرا اميرمؤمنان عليه السلام از همسرش
دفاع نكرد؟ مگر نه اين كه او اسد الله الغالب و شجاع*ترين فرد زمان خود
بود و...
عالمان شيعه در طول تاريخ از اين شبهه* پاسخ*هاى گوناگونى داده*اند كه به اختصار به چند نكته بسنده مى*كنيم.
عكس العمل تند حضرت در برابر عمر بن خطاب:
اميرمؤمنان عليه السلام در مرحله اول و زمانى كه
آن*ها قصد تعرض به همسرش را داشتند، از خود واكنش نشان داد و با عمر
برخورد كرد، او را بر زمين زد، با مشت به صورت و گردن او كوبيد؛ اما از آن
جايى كه مأمور به صبر بود از ادامه مخاصمه منصرف و طبق فرمان رسول خدا صلى
الله عليه وآله صبر پيشه كرد. در حقيقت با اين كار مى*خواست به آن*ها
بفهماند كه اگر مأمور به شكيبائى نبودم و فرمان خدا غير از اين بود، كسى
جرأت نمى*كرد كه اين فكر را حتى از مخيله*اش بگذراند؛ اما آن حضرت مثل
هميشه تابع فرمان*هاى الهى بوده است.
سليم بن قيس هلالى كه از ياران مخلص اميرمؤمنان عليه السلام است، در اين باره مى*نويسد:
وَدَعَا عُمَرُ بِالنَّارِ فَأَضْرَمَهَا فِي
الْبَابِ ثُمَّ دَفَعَهُ فَدَخَلَ فَاسْتَقْبَلَتْهُ فَاطِمَةُ عليه
السلام وَصَاحَتْ يَا أَبَتَاهْ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَرَفَعَ عُمَرُ
السَّيْفَ وَهُوَ فِي غِمْدِهِ فَوَجَأَ بِهِ جَنْبَهَا فَصَرَخَتْ يَا
أَبَتَاهْ فَرَفَعَ السَّوْطَ فَضَرَبَ بِهِ ذِرَاعَهَا فَنَادَتْ يَا
رَسُولَ اللَّهِ لَبِئْسَ مَا خَلَّفَكَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ.
فَوَثَبَ عَلِيٌّ (عليه السلام) فَأَخَذَ
بِتَلابِيبِهِ ثُمَّ نَتَرَهُ فَصَرَعَهُ وَوَجَأَ أَنْفَهُ وَرَقَبَتَهُ
وَهَمَّ بِقَتْلِهِ فَذَكَرَ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله)
وَمَا أَوْصَاهُ بِهِ فَقَالَ وَالَّذِي كَرَّمَ مُحَمَّداً
بِالنُّبُوَّةِ يَا ابْنَ صُهَاكَ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ
وَعَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله)
لَعَلِمْتَ أَنَّكَ لا تَدْخُلُ بَيْتِي.
عمر آتش طلبيد و آن را بر در خانه شعلهور ساخت و سپس
در را فشار داد و باز كرد و داخل شد! حضرت زهرا عليها السّلام به طرف عمر
آمد و فرياد زد: يا ابتاه، يا رسول اللَّه! عمر شمشير را در حالى كه در
غلافش بود بلند كرد و بر پهلوى فاطمه زد. آن حضرت ناله كرد: يا ابتاه! عمر
تازيانه را بلند كرد و بر بازوى حضرت زد. آن حضرت صدا زد:
يا رسول اللَّه، ابوبكر و عمر با بازماندگانت چه بد رفتار مى*كنند»!
علي عليه السّلام ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر
را گرفت و او را به شدت كشيد و بر زمين زد و بر بينى و گردنش كوبيد و
خواست او را بكشد؛ ولى به ياد سخن پيامبر صلى الله عليه وآله و وصيتى كه
به او كرده بود افتاد، فرمود: اى پسر صُهاك! قسم به آنكه محمّد را به
پيامبرى مبعوث نمود، اگر مقدرّات الهى و عهدى كه پيامبر با من بسته است،
نبود، مىدانستى كه تو نمىتوانى به خانه من داخل شوى»
الهلالي، سليم بن قيس (متوفاي80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص568، ناشر: انتشارات هادى ـ قم، الطبعة الأولي، 1405هـ.
همچنين آلوسى مفسر مشهور اهل تسنن مى*نويسد:
أنه لما يجب على غضب عمر وأضرم النار بباب على وأحرقه
ودخل فاستقبلته فاطمة وصاحت يا أبتاه ويا رسول الله فرفع عمر السيف وهو فى
غمده فوجأ به جنبها المبارك ورفع السوط فضرب به ضرعها فصاحت يا أبتاه فأخذ
على بتلابيب عمر وهزه ووجأ أنفه ورقبته
عمر عصباني شد و درب خانه
علي را به آتش کشيد و داخل خانه شد، فاطمه سلام الله عليها به طرف عمر آمد
و فرياد زد: «يا ابتاه، يا رسول الله»! عمر شمشيرش را که در غلاف بود بلند
کرد و به پهلوى فاطمه زد، تازيانه را بلند کرد و بر بازوى فاطمه زد، فرياد
زد: « يا ابتاه » (با مشاهده اين ماجرا) علي (ع) ناگهان از جا برخاست و
گريبان عمر را گرفت و او را به شدت کشيد و بر زمين زد و بر بينى و گردنش
کوبيد.
الآلوسي البغدادي، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود (متوفاي1270هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج3، ص124، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.
آلوسى اين روايت را بدون هيچ حاشيه و نقدى نقل كرده و رد نكرده است كه حكايت از پذيرفتن آن دارد.
تسليم وصيت پيامبر اكرم (ص):
اميرمؤمنان عليه السلام در تمام دوران زندگي*اش، مطيع
محض فرمان*هاى الهى بوده و آن*چه او را به واكنش وامى*داشت، فقط و فقط
اوامر الهى بود و هرگز به خاطر تعصب، غضب و منافع شخصى از خود واكنش نشان
نمى*داد.
آن حضرت از جانب خدا و رسولش مأمور به صبر و شكيبائى
در برابر اين مصيبت*هاى عظيم بوده است و طبق همين فرمان بود كه دست به
شمشير نبرد.
مرحوم سيد رضى الدين موسوى در كتاب شريف خصائص الأئمه (عليهم السلام) مى*نويسد:
أَبُو الْحَسَنِ فَقُلْتُ لِأَبِي فَمَا كَانَ بَعْدَ
إِفَاقَتِهِ قَالَ دَخَلَ عَلَيْهِ النِّسَاءُ يَبْكِينَ وَارْتَفَعَتِ
الْأَصْوَاتُ وَضَجَّ النَّاسُ بِالْبَابِ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ
وَالْأَنْصَارِ فَبَيْنَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ نُودِيَ أَيْنَ عَلِيٌّ
فَأَقْبَلَ حَتَّى دَخَلَ عَلَيْهِ قَالَ عَلِيٌّ (عليه السلام)
فَانْكَبَبْتُ عَلَيْهِ فَقَالَ يَا أَخِي... أَنَّ الْقَوْمَ
سَيَشْغَلُهُمْ عَنِّي مَا يَشْغَلُهُمْ فَإِنَّمَا مَثَلُكَ فِي
الْأُمَّةِ مَثَلُ الْكَعْبَةِ نَصَبَهَا اللَّهُ لِلنَّاسِ عَلَماً
وَإِنَّمَا تُؤْتَى مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ وَنَأْيٍ سَحِيقٍ وَلَا
تَأْتِي وَإِنَّمَا أَنْتَ عَلَمُ الْهُدَى وَنُورُ الدِّينِ وَهُوَ نُورُ
اللَّهِ يَا أَخِي وَالَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ لَقَدْ قَدَّمْتُ
إِلَيْهِمْ بِالْوَعِيدِ بَعْدَ أَنْ أَخْبَرْتُهُمْ رَجُلًا رَجُلًا مَا
افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ حَقِّكَ وَأَلْزَمَهُمْ مِنْ طَاعَتِكَ
وَكُلٌّ أَجَابَ وَسَلَّمَ إِلَيْكَ الْأَمْرَ وَإِنِّي لَأَعْلَمُ
خِلَافَ قَوْلِهِمْ فَإِذَا قُبِضْتُ وَفَرَغْتَ مِنْ جَمِيعِ مَا
أُوصِيكَ بِهِ وَغَيَّبْتَنِي فِي قَبْرِي فَالْزَمْ بَيْتَكَ وَاجْمَعِ
الْقُرْآنَ عَلَى تَأْلِيفِهِ وَالْفَرَائِضَ وَالْأَحْكَامَ عَلَى
تَنْزِيلِهِ ثُمَّ امْضِ [ذَلِكَ] عَلَى غير لائمة [عَزَائِمِهِ وَ]
عَلَى مَا أَمَرْتُكَ بِهِ وَعَلَيْكَ بِالصَّبْرِ عَلَى مَا يَنْزِلُ
بِكَ وَبِهَا [يعني بفاطمة] حَتَّى تَقْدَمُوا عَلَيَّ.
امام كاظم عليه السلام مى*فرمايد: از پدرم امام صادق
عليه السلام پرسيدم: پس از به هوش آمدن رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم
چه اتفاق افتاد؟ فرمود: زنها داخل شدند و صدا به گريه بلند كردند، مهاجرين
و انصار جمع شده و اظهار غم و اندوه مى*كردند، علي فرمود: ناگهان مرا صدا
زدند، وارد شدم و خودم را روى بدن پيغمبر انداختم، فرمود:
برادرم، اين مردم مرا رها خواهند كرد و به دنياى
خودشان مشغول خواهند شد؛ ولى تو را از رسيدگى به من باز ندارد، مثل تو در
بين اين امت مثل كعبه است كه خدا آن را نشانه قرار داده است تا از راههاى
دور نزد آن بيايند... پس چون از دنيا رفتم و از آنچه به تو وصيت كردم فارغ
شدى و بدنم را در قبر گذاشتي، در خانه*ات بنشين و قرآن را آنگونه كه دستور
داده*ام، بر اساس واجبات و احكام و ترتيب نزول جمع آورى كن، تو را به
بردبارى در برابر آنچه كه از اين گروه به تو و فاطمه زهرا سلام الله عليها
خواهد رسيد سفارش مى*كنم، صبر كن تا بر من وارد شوي.
الشريف الرضي، أبي الحسن محمد بن الحسين بن موسى الموسوي البغدادي (متوفاي406هـ) خصائصالأئمة
(عليهم السلام)، ص73، تحقيق وتعليق: الدكتور محمد هادي الأميني، ناشر:
مجمع البحوث الإسلامية الآستانة الرضوية المقدسة مشهد – إيران، 1406هـ
المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 22، ص 484، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 - 1983 م.
در روايت ديگرى سليم بن قيس هلالى نقل مى*كند:
ثُمَّ نَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله)
إِلَى فَاطِمَةَ وَإِلَى بَعْلِهَا وَإِلَى ابْنَيْهَا فَقَالَ يَا
سَلْمَانُ أُشْهِدُ اللَّهَ أَنِّي حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَهُمْ وَسِلْمٌ
لِمَنْ سَالَمَهُمْ أَمَا إِنَّهُمْ مَعِي فِي الْجَنَّةِ ثُمَّ أَقْبَلَ
النَّبِيُّ (صلي الله عليه وآله) عَلَى عَلِيٍّ (عليه السلام) فَقَالَ يَا
عَلِيُّ إِنَّكَ سَتَلْقَى [بَعْدِي] مِنْ قُرَيْشٍ شِدَّةً مِنْ
تَظَاهُرِهِمْ عَلَيْكَ وَظُلْمِهِمْ لَكَ فَإِنْ وَجَدْتَ أَعْوَاناً
[عَلَيْهِمْ] فَجَاهِدْهُمْ وَقَاتِلْ مَنْ خَالَفَكَ بِمَنْ وَافَقَكَ
فَإِنْ لَمْ تَجِدْ أَعْوَاناً فَاصْبِرْ وَكُفَّ يَدَكَ وَلا تُلْقِ
بِيَدِكَ إِلَى التَّهْلُكَةِ فَإِنَّكَ [مِنِّي] بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ
مِنْ مُوسَى وَلَكَ بِهَارُونَ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ إِنَّهُ قَالَ لِأَخِيهِ
مُوسَى إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي.
پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم به فاطمه و همسر او و
دو پسرش نگاهى كرد و فرمود: اى سلمان! خدا را شاهد مىگيرم افرادى كه با
اينان بجنگند با من جنگيده*اند، افرادى كه با اينان روى صلح داشته باشند
با من صلح كرده*اند، بدانيد كه اينان در بهشت همراه منند.
سپس پيامبر صلى الله عليه وآله نگاهى به علي عليه
السلام كرد و فرمود: اى علي! تو به زودى پس از من، از قريش و متحد شدنشان
عليه خودت و ستمشان سختى خواهى كشيد. اگر يارانى يافتى با آنان جهاد كن و
به وسيله موافقينت با آنان بجنگ، و اگر كمك كار و ياورى نيافتى صبر كن و
دست نگهدار و با دست خويش خود را به نابودى مينداز. تو نسبت به من همانند
هارون نسبت به موسى هستى، هارون براى تو اسوه خوبى است، به برادرش موسى
گفت: إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِى وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي؛ اين قوم
مرا ضعيف شمردند و نزديك بود مرا بكشند.
الهلالي، سليم بن قيس (متوفاي80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص569، ناشر: انتشارات هادى ـ قم، الطبعة الأولي، 1405هـ.
همچنين در ادامه روايت پيشين كه از سليم نقل شد، اميرمؤمنان عليه السلام خطاب به عمر فرمود:
يَا ابْنَ صُهَاكَ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ
سَبَقَ وَعَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله)
لَعَلِمْتَ أَنَّكَ لا تَدْخُلُ بَيْتِي.
اى پسر صحّاك! اگر مقدرات خداوندى و پيمان و سفارش
رسول خدا صلى الله عليه وآله نبود، هر آينه مى*فهميدى كه تو قدرت ورود به
خانه مرا نداري.
الهلالي، سليم بن قيس (متوفاي80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص568، ناشر: انتشارات هادى ـ قم، الطبعة الأولي، 1405هـ.
البته روايات در اين باب بيش از آن است كه در اين مختصر بگنجد؛ از اين رو به همين چند روايت بسنده مى*كنيم.
به راستى چه كسى جز حيدر كرّار مى*تواند از چنين
امتحان سختى بيرون بيايد؟! زمانى ارزش اين كار مشخص مى*شود كه بدانيم علي
عليه السلام همان كسى است كه در ميدان نبرد، همچون شير ژيان بر دشمن حمله
مى*كرد و پهلوانان و يلان كفر را يكى پس از ديگرى از سر راه بر مى*داشت،
روزى پشت پهلوانى همچون عمر بن عبدود را به خاك مى*مالد و روزى ديگر فرق
سر مرهب يهودى را همراه با كلاه خودش مى*شكافد.
آن روز فرمان خداوند اين بود كه دشمنان از ترس
ذوالفقارش خواب آسوده نداشته باشند؛ ولى روز ديگر فرمان اين است كه همان
ذوالفقار در نيام باشد تا اساس اسلام حفظ شود و دشمنان اسلام از نابود
كردن آن مأيوس شوند.
به ادامه مطالب نیز سری بزنید...
موفق باشيد
ادامه مطلب


از کتاب شریف خصال شیخ صدوق-باب خصلتهای سه گانه-ج 1- ص 161 (ترجمه ی یعقوب جعفری)
هر پیامبری دعایی داشت که با آن دعا می کرد و چیزی را از خداوند می خواست،
ولی من دعای خود را برای شفاعت امتم در روز قیامت نگه داشته ام.
از کتاب شریف خصال شیخ صدوق-باب خصلتهای یگانه-ج 1- ص 51 (ترجمه ی یعقوب جعفری)
از کتاب شریف خصال شیخ صدوق-باب خصلتهای دوگانه-ج 1- ص 57 (ترجمه ی یعقوب جعفری)
عرض صراط می شود پهن تر از درازیش
وصل شود اگر بدو تار ردای فاطمه(سلام الله علیها)
اللهم عجل لولیک الفرج. آمین
التماس دعا


ترجمه :
7. رواى مى گويد شنيدم از او كه فرمودند: ممكن است بنده اى شبانگاه از
خواب برخيزد، در حالى كه (از شدت خواب آلودگى ) چانه اش بر روى سينه اش
افتاده و به چپ و راست مايل مى شود. در چنين حالى بدون شك و ترديد خداوند
بهدرهاى زمين و آسمان دستور مى دهد و انها براى او گشوده مى گردند.
سپس به فرشتگان مى گويد: به بنده من بنگريد كه بخاطر تقرب به من و بخاطر
عملى كه آن را بر او واجب نكرده ام ، چه سختيها يى را تحمل مى كند و
اميدوار به سه چيز از جانب من مى باشد: گناهى كه آن را ببخشم ، توبه جديدى
نصيب او سازم يا روزى او را زياد كنم . من نيز شما فرشتگانم را گواه مى
گيرم كه همه آنها را به او عطا نمودم .
یا ارحم الراحمین.
آن کسى که نفسش را محاسـبه کند، سـود برده است و
آن کسى که از محاسبه نفس غافل بماند ، زیان دیده است.
(بحار الأنوار، ج 78، ص 352، باب 26، ح 9)
هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نماید ، خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد.
(اصول کافى، ج 3، ص 268)
حضرت رضا ( عليه السلام ) فرمودند :
« رحمت خدا بر كسى باد كه أمر ما را زنده نمايد، سؤال شد: چگونه؟ حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گيرد و به ديگران بياموزد. " »



از امام رضـا(ع) دربـاره بهتـريـن بنـدگـان سـوال شـد.
و هر گاه عطا شـوند شكر گزارند و هر گاه بلا بينند صبر كنند, وهر گاه خشم كنند در گذرند.
تحف العقول,ص 445
یا امام رضا می دونی چقدر دلم برای حرم باصفات تنگ شده؟!!
خدایا قسمت کن
| Design By : Night Skin |



